درود و صد درود! [بِنِدیکْت]

نمی‌دانم چه بنویسم.

اول از همه از تو دوست نازنین، عزیز، خوش‌ذوق و خلاقم تشکر می‌کنم که همواره من را در رویارویی با تجربه‌های جدید و فرا رفتن از مرزها همراهی کرده‌ای و همواره در کنارم بر عرشه‌ی زندگی ایستاده‌‌ای و با هم کشتی به آب‌های ناشناخته انداخته‌ایم.

نمی‌دانم چرا، اما دوست دارم نوشتن در این‌جا را با این جمله از موریس مرلو‌ــ‌پونتی دوست‌داشتنی آغاز کنم: «من در بازتاب چهره‌ی دیگری زندگی می‌کنم و احساسم این است که او هم در بازتاب چهره‌ی من زندگی می‌کند.»

دیدگاه‌ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *