سرانجام یک تحول

خب امروز حدود ۱۰ بیدار شدم. البته زودتر هم شده بودم ولی خب بازم خوابیدم تا همین ۱۰. بعد؟ تا الان که ساعت ۱۱ و ده دقیقه است رفته بودم درگیر صبحونه و قهوه و البته به برادرمم کمک کردم بازیشو نصب کنه. ببینم در ادامه چیکار می‌کنم.

خب الان ساعت دوازده و نیمه. حدود هشتاد درصد کارهای خانمی رو انجام دادم. در حینش اپیزود بفرمایید جام قیاسی با اون دوتا بازیگر پوست شیر رو گوش دادم. الانم موشکافی قسمت اول فصل سوم سایلو رو دارم می‌بینم و بعد می‌رم دوش می‌گیرم و میام کارای خانومی رو تموم می‌کنم.

خب الان دو و دو دقیقه است. حموم رو داشتم. یکم نون و پنیر. باید به کارها برسم. پوف. خواستم بگم که لعنت به زندگی.

الان سه و نیمه و کلی وقت تلف کردم. تازه می‌خوام برم سر کارام. نهار خوردم ولی.

ساعت چهار و ده دقیقه است. کارای طراحی خانومی تمومه. موند ویدیوهاش و چندتا تماس و البته کارای آقایی. می‌رم یه استراحت کنم.

خیلی خب یه ربع به پنجه. برگردیم به کارا.

خب شش و ربعه. بله. ویدیوی خانومی جمع نشد. گوگل فلو اذیتم می‌کنه. باید یه راه دیگه پیدا کنم. این مابین یه نوبت استراحت دیگه داشته باشیم. آممم. می‌خواستم ریک و مورتی ببینم ولی چک کردم دیدم قسمت دوم سایلو زودتر از موعد اومده. هورا! بریم سایلو!!! آیا چیپس و ماست بگیرم؟ پیتزا رو دیروز خوردم و پریروز هم چیپس و ماست. اینطوری نیست که میل داشته باشم ولی خالی خالی سریال ببینم آخه؟ آره. نه به تو ای شکم گنده من!

هفت و ده دقیقه و پایان قسمت دوم. الان باید کارای آقایی رو انجام بدم. نکته اینه که پسر اگه فقط به موقع بیدار شم می‌تونم به درسامم برسم و البته امروز فرداست که دیگه نتونم درسا رو بذارم تو اولویت آخر.

هشت و بیست دقیقه و کار آقایی تموم شد. ویدیوی آخر خانومی رو هم کمی پیش بردم ولی هنوز کاراش مونده. باید براش دوتا سناریو هم آماده کنم. یه مزیتی که یه گوشی موبایل می‌تونه برام داشته باشه، جدی‌تر دنبال کردن بحث تولید محتواست. ببینیم.

هشت و سی و پنج و می‌خوام برم استخر.

ده دقیقه به نه و در حال خروج از خونه.

یازده و پنج دقیقه و بنده از استخر برگشتم. خانومی از کاراش آمار می‌خواد. ملاتونین و نوافن خریدم. این روزها مصارف مشخصی دارم. مستمرا کافئین و دو بزرگوار مذکور رو مصرف می‌کنم.

به خانومی گفتم صبح براش می‌فرستم. اینم ماموریت صبح ما. خیلی خسته‌ام. البته ملاتونین ۳میل هم خوردم. مقدمات خواب رو برم فراهم کنم که برای درست شدن زندگیم فقط به یه بیداری به موقع نیاز دارم.

البته قبلش بذار کالری‌های امروز رو مرور کنیم چون خیلی گرسنمه. یه نصفه نون‌بربری رو حداقل داشتم. حدود دو تخم مرغ املت و دو سه تا گوجه متوسط هم بگیریم. باقی اون نصفه رو هم با پنیر خوردم. بعد برای نهار دو سه تیکه رون. البته بخش‌های دیگه‌ای رو خوردم ولی به رون حساب کنیم. رون متوسط باز و مثلا دویست و پنجاه گرمم سیب زمینی سرخ کرده. دوتا آدامس داشتم. خب بذار همینارو بدم به جی‌پی‌تی. خب با توجه به اینکه دیگه یه ساعت شنا رو داشتم با قد و وزنم می‌گه مثلا ۶۰۰ ۷۰۰ کالری هم سوزونده‌ام. از طرفی زیر ۲۰۰۰ کالری هم چیز میز خوردم. حالا فرض کنیم قبل خواب یه ذره نون و پنیر هم بخورم همون ۲۰۰۰. اگه کم تحرک باشم که هستم میگه ۲۲۰۰ کالری مصرفی روزانه‌امه که با شنا می‌شه مثلا ۲۸۰۰ که یعنی ۸۰۰ تا رو دیگه منفی‌ باید باشم. بعد میگه هر ۷۷۰۰ کالری میشه یه کیلو چربی. با یه چنین سرعتی هر یکی دو هفته یه کیلو کم می‌کنم. تو ماه می‌شه دو و نیم کیلو مثلا. خب خیلی هم خوب نیست ولی خب. یعنی تا آخر تابستون پنج شش کیلو مثلا. بازم اضافه وزن خواهم داشت. حتی حدس می‌زنم وسطش بشکنم. ببینیم به کجا می‌رسیم. حالا باید دقیق‌تر حساب کنم. سایر ورزش‌ها و تنظیم پروتئین و اینا رو هم باید بیارم وسط. آره خلاصه. امروز به کتاب نمی‌رسم. شب به خیر.

دیدگاه‌ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *